محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
122
تحفه خانى ( فارسى )
طبيعتست خلط را و ظهور حجم عضو وارم و تذيد عبارت از زمانست كه درو زيادتى ظهور حجم است و اجتماع مدّه و قيح و انحطاط عبارت از زمانست كه درو تنزل و نقصان ورم است و انتها زمانيست كه درو بلوغ بغايتست و هريك ازين اوقات اربعه يا كلّيست بحسب مرض از اول تا اخرش و يا جزويست بحسب نوبت نوبت . [ 48 ] مقاله در بيان اسباب ستّه و بيان سببيت او چنين است كه اسباب مغيّره مر احوال ابدان انسانى يا حافظ او ضروريست به اين معنى كه اين اسباب موقوف عليه حيات است و يا غير ضروريست يعنى موقوف عليه حيات نيست و اسباب ضروريه شش است اوّل هواست و ثانى ماكول و مشروب و ثالث حركت و سكون بدنى و رابع حركت و سكون نفسانى و خامس نوم و يقظه و سادس استفراغ و احتباس و اين مذكورات اسباب آنست كه انسان را ضروريست زيرا كه محتاج اليه است بالضرورت كه اگر يكى ازينها در بعضى اوقات مفقود باشد بدن در معرض زوال است و بعضى ازينها اضطرار و احتياج بر وجهيست كه هميشه مىبايد كه اگر نباشد خوف هلاك است و ببايد دانست كه احتياج بر وجهيست به هوا از براى ترويح قلب و تعديل روح است باستنشاق و اخراج فضلات دخانى به نزد نفس و اين ترويح و تعديل به اين طريق است كه هرگاه كه منبسط مىسازد و عضلات صدر و آلات تنفس را منجذب مىشود بآلات تنفّس هوا بنا بر ضرورت خلا و هرگاه منقبض مىسازد عضلات صدر آلات تنفس را خارج مىشود آن هوا زيرا كه اگر خارج نشود اسخن از هواى محتاج اليه مىشود و اين موجب سخوف قلب مىشود و منجر بخفقان و هوا را تغيّرات عارض مىشود و اين سه قسم است تغيّرات طبيعى و تغيرات غير طبيعى و تغيرات خارج از مجراى طبيعى اما تغيرات طبيعى تغيراتيست